تبلیغات
یادداشت های کامیاب قربان پور - پنج داستان برتر شرلوک هولمز

پنج داستان برتر شرلوک هولمز

تاریخ:پنجشنبه 14 اسفند 1393-08:26 ب.ظ

اخیراً تریلر فیلم سینمایی آقای هولمز منتشر شده و باعث شد تا تصمیم بگیرم پنج داستانی که از کاراگاه نابغه‌ی خیابان بیکر بیش از همه دوست دارم را معرفی کنم.
فیلم سینمایی آقای هولمز براساس کتابی به همین نام ساخته شده و داستان شرلوک هولمز هشتاد ساله را روایت می‌کند که نه تنها واتسون‌ش را از دست داده بلکه حافظه و توانایی استنتاجش نیز بشدت کاهش یافته... اما همچنان قرار است آخرین پرونده‌ی زندگی‌اش را حل و فصل کند.



یادداشت‌های زیر داستان را لوث نمیکنند و حاوی اسپویل نیستند.


5. پای شیطان

ماجرا در دهکده‌ای دور افتاده، نزدیک به ساحل می‌گذرد. طبق معمول اتفاقی غیرمترقبه رخ می‌دهد و هولمز و واتسون دست بکار می‌شوند تا باعث و بانی این ماجرا را دستیر کنند؛ البته اگر باعث و بانی آن یک انسان باشد!
پرونده‌ی پای شیطان در قیاس با تعداد زیادی از داستان‌های دیگر پیچش خاصی ندارد اما نکته ای که من را به آن علاقه مند کرده، تقابل بین منطق و ماوراست.


4. مسئله هویت

یکی از بامزه ترین داستان‌های شرلوک هولمز مسئله هویت است.
دلایل مجرم برای ارتکاب به جرم کلیشه است اما روشش برای رسیدن به هدف بسیار عجیب و خنده دار است؛ به حدی که در فصل سوم سریال شرلوک نیز به با لحنی طنز به این داستان اشاره می‌کنند.


3. آخرین مسئله

پروفسور جیمز موریارتی بعنوان یک آرچ‌ویلین حضور بسیار کوتاهی در داستان‌های شرلوک هولمز دارد. با این حال سایه‌ی سنگین و رد پای این نابغه‌ی جنایتکار از همان روز اول در پرونده ها حس می‌شده.
یکی از داستان‌هایی که شرلوک هولمز رفرنس مفصلی در رابطه با موریارتی می‌دهد، دره‌ی وحشت می‌باشد؛ که خواندن استدلال هولمز برای کشف جنایتکار بودن یا نبودن موریارتی بسیار لذت بخش است.
در داستان آخرین مسئله، شرلوک هولمز با دشمن دیرینه‌ی خود روبرو می‌شود و زمانی که تمام منطق و استدلال‌ها به پایان خود می‌رسند، نبردی تن به تن بالای آبشار رایشن‌باخ صورت می‌گیرد.
نبردی که هم برای فرشته‌ی قانون، شرلوک هولمز و هم برای پادشاه جنایتکاران یعنی موریارتی، بسیار گران تمام می‌شود.


2. اتود در قرمز لاکی

دکتر جان واتسون که به تازگی از افغانستان برگشته و همچنان زخم دوران جنگ بر روی شانه های‌ش سنگینی می‌کند.
وارد هتلی می‌شود تا کمی خستگی در کند و نمی‌داند که قرار است در همان هتل زندگی‌اش دگرگون شود. یک روز که در لابی هتل با تنهایی خود سر می‌کرده متوجه یکی از دوستان قدیمی خود می‌شود.
پس از کلی گفت و گو، فرد مذکور درمیابد که واتسون به دنبال مسکنی برای زندگی می‌گردد؛ او نیز یکی از آشنایان خود در خیابان بیکر معرفی می‌کند.
و دکتر جان واتسون برای اولین بار با بهترین و باهوش‌ترین مردی که در تمام زندگی‌اش میشناخته روبرو می‌شود... شرلوک هولمز، کسی که کارش دانستن چیزهایی‌ست که دیگران نمی‌دانند.


درنده باسکرویل

نه تنها اکثر خوانندگان داستان‌های پلیسی این اثر را بهترین کتاب سر آرتور کانن دویل می‌دانند بلکه به انتخاب اکثر منتقدین ادبی، یکی از ده کتاب برتر پلیسی تاریخ است.
جدا ازین مسائل، من خاطره‌ی بسیار مهیج و خوبی با این داستان دارم.
خیلی سال پیش، پدر و مادرم به مسافرت رفته بودند و خب چه چیزی بهتر از یک کتاب پلیسی در شب‌های ساکت و آرام؟
کلمات ترسناکی که جان واتسون ازان محله‌ی شیطانی توصیف می‌کرد دست به دست تنهایی و تاریکی داده بودند و یکی از هیجان آمیزترین لحظات زندگی‌ام را خلق کردند.


نوع مطلب : کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
How can we increase our height?
جمعه 17 شهریور 1396 11:39 ق.ظ
whoah this blog is wonderful i like studying your posts.
Stay up the great work! You understand, many people are
searching around for this information, you can aid them greatly.
How long do you grow during puberty?
سه شنبه 10 مرداد 1396 04:42 ق.ظ
I am really enjoying the theme/design of your blog. Do you ever run into any web browser compatibility issues?

A couple of my blog readers have complained about
my blog not operating correctly in Explorer but looks great in Safari.
Do you have any suggestions to help fix this problem?
طراحی سایت
چهارشنبه 20 اسفند 1393 09:30 ب.ظ
عالی بود - باتشکر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر