تبلیغات
یادداشت های کامیاب قربان پور - حکایت روزانه من

حکایت روزانه من

تاریخ:یکشنبه 29 دی 1392-01:04 ب.ظ

ساعتهاست به گوشه سمت راست مانیتور خیره شدم، در میان تمام آن اسامی که کنارشان نوری سبز رنگ میدرخشد، به نام تو چشم دوختم و در انتظارم که کنار نام تو نیز سبز شود.

بعد از ساعتها انتظار بلاخره به آرزویم میرسم و بر روی نامت کلیک میکنم... اما چیزی برای نوشتن ندارم و تنها به گفتمان قبلیمان که تاریخ پایینش نشان دهنده قدمت سالیانه اش است نگاه میکنم.

و این حکایت روزانه من است که ساعت ها به عبارت write a reply... خیره شوم.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
feet complaints
شنبه 18 شهریور 1396 01:25 ب.ظ
I just like the helpful information you provide in your articles.

I'll bookmark your blog and check once more right
here regularly. I am quite certain I will learn a lot of new
stuff right right here! Good luck for the next!
Can stretching help you grow taller?
سه شنبه 10 مرداد 1396 04:48 ب.ظ
I am extremely impressed with your writing skills as well as with the layout on your weblog.
Is this a paid theme or did you customize it yourself? Either way
keep up the nice quality writing, it's rare to see a great
blog like this one nowadays.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر