تبلیغات
یادداشت های کامیاب قربان پور - شیر های دوست داشتنی

شیر های دوست داشتنی

تاریخ:دوشنبه 30 دی 1392-02:08 ب.ظ

از کودکی حیوان مورد علاقه ام شیر بود و همیشه فکر میکردم که در زندگی قبلیم یک شیر بودم! شاید علاقه ام به "مدونا" هم سر همین موضوع است که در کودکی طرز تفکرمان درمورد شیرها شبیه به هم بوده.
من از شیرهای قناس کتاب داستان های ایرانی گرفته تا شیرهای واقعی کانال چهار، همشان را دوست داشتم اما دو شیر بودند که شدیدا عاشقشان بودم و مشقله ذهنی چهار پنج سالگیم بودند:


واقعا چه کسی میتواند سرزمین نارنیا را بدون شیر مهربان و سخنگویش تصور کند؟

اصلان را از یک سریال قدیمی در دوران طفولیت شناختم، بعد از اینکه به مدرسه رفتم و خواندن یاد گرفتم شروع کردم به مطالعه مجموعه نارنیا، بعد از چند سال یک فیلم سینمایی تحسین شده براساس آن نیز ساختند که من هیچوقت نتوانستم باهاش ارتباط برقرار کنم، احساس میکردم سازندگان و بازیگران این فیلم از دنیای بزرگسالان آمدند و قدرت درک دنیای نارنیا را ندارند.



با تمام ارادتی که به سیمبا، موفاسا و تمام شیر های مو قهوه ای دارم اما نمیتوانم از علاقه شدیدم به جناب اسکار بگذرم.

شیر زاغی که خود را لایق پادشاهی میداند، در دوران کودکیم فکر میکردم دلیل به حکومت نرسیدن اسکار شکل ظاهری و مو های مشکیش است! شاید تفاوت ظاهری و مردود بودنش من را به او علاقه مند کرده.
البته که هیچ کس نمیتواند چنین شیر باهوش و زیرکی که برای آخر عمرش هم برنامه ریزی دارد و تنها دلیل شکستش یک حرکت غیرمنطقی و احمقانه از طرف دیزنی بوده را دوست نداشته باشد.




نوع مطلب : دوست داشتنی ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر