تبلیغات
یادداشت های کامیاب قربان پور - کمپی برای انسانیت

کمپی برای انسانیت

تاریخ:دوشنبه 28 مهر 1393-11:47 ب.ظ

کار آخر پیتر ستلر حداقل در کشور خودمان سرو صدای زیادی بواسطه ی پیمان معادی و موضوع غریبش کرد. حالا میخواهیم ببینیم آیا ارزش این سرو صدا هارا واقعاً داشت یا نه...

کمپ اکس-ری   

"من نمیدانم اسنیپ آدم خوبی بود یا نه اما میدانم که تو آدم خوبی هستی"

"کمپ اکس-ری" روایت گر دختری جوان (کریستن استوارت) است که به ارتش میپیوندد و قرار است از زندانیان مضنون به دست داشتن در عملیات تروریستی یازدهم سپتامبر، نگهداری کند. در طی این عملیات وی با یکی از زندانیان (پیمان معادی) که از همان لحظه نخست ظاهری نسبتاً متفاوت با دیگران دارد آشنا میشود. مانند تمام روایات عاشقانه روابطشان آغاز چندان خوشایندی ندارد اما به مرور زمان این دو جناح متفاوت که هرکدام دقیقاً در قطب مخالف هم قرار دارند، عقاید فورمالیته و مادی را کنار میگذارند و بعنوان دو انسان در کنار یکدیگر قرار میگیرند.



نکته اصلی کار که آنرا از هم ترازانش متمایز میکند، موضوع منحصر بفرد آن است. در ظاهر ما باز هم با یک فیلم کلیشه ای روبرو هستیم که یا قرار است مانند "اسم من خان است"، اسلام و مسلمان را خوب جلوه دهد یا مانند "دفاع مخفیانه"، اسلام را دین غصب و قتل نشان دهد. "کمپ اکس-ری" درباره ی دین نیست. همانطور که از نامش پیداست، قرار است به کالبدشکافیِ روح انسان ها بپردازد و واقعیت های اومانیستی که در وجود همگان نهفته است را به نمایش دراورد. در نیمه ی اول فیلم ما با سکانس ها و دیالوگ های مرتبط به تعصبات دینی روبرو میشویم، اینکه چطور این عقاید سد راه انسان ها برای برقراری ارتباط با یکدیگر شده اند. اینکه چطور دین مارا از انسانیت و اصالت درونی‌مان دور میکند... و در آخر، هنگامی که علی قصد دارد شاهرگ خود را بزند، در جواب امی که به اسلام اشاره میکند، میگوید: من دیگر به این چیزها اعتقادی ندارم. و این لحظه دقیقاً زمانیست که نقابها برداشته میشوند و هردو کرکتر اصلی فیلم چهره ی واقعی یکدیگر را میبینند.

 باتوجه به فیلمنامه ی کار، محوریت اصلی فیلم بر روی بازی هاست و میتوان گفت که بازی ها میتواند این فیلمنامه را بین یک اثر خوب تا یک اثر متوسط و بد تغییر دهد. بازی کریستن استوارت نسبت به کارهای قبلی اش پیشرفت چشمگیری داشته. وی دیگر آن دختر خجالتی ای نیست که در قسمت های اولیه توایلات حتی نمیتوانست دیالوگ هارا بدون تپق ادا کند. با این حال وی تا یک بازیگر درجه یک فاصله ی بسیاری دارد و بنظرم انتخابش برای یک نقش اصلی کار چندان خوشایندی نیست. شاید حکایت استوارت هم حکایت مگان فاکسِ چشم آبی باشد. زیبایی گاهی به بازی میچربد اما حقیقت آن است که زیبایی نمیتواند انسان را هنرمند سازد.
پیمان معادی پس از بازی در "جدایی" فرهادی توانست در سینمای جهان برای خودش جا باز کند و هنر خود را به رخ کشد. بازی وی در "کمپ اکس-ری" قابل تقدیر است. خصوصاً اگر این نقش عجیب علی که مردی درونگرا و متزلزل است و چیزی برای از دست دادن ندارد را با نقشش در جدایی که مردی با ثبات را نشان میداد مقایسه کنیم، متوجه قدرت بازیگری اش میشویم.

نقطه ضعف اصلی کار را من در سوق دادن این دو کرکتر به سوی هم میبینم. زده شدن امی از ارتش امریکا و مسیحیان بیش از حد ادایی و لوس است. افسر عملیات که سرتاپا عضله است، سعی میکند در دستشویی با امی معاشقه کند و امی از وی و تمام سیستم امریکا زده میشود و کم کم به آغوش علی پناه میبرد. بنظرم توجیه خوبی در فیلم وجود ندارد و روایت کار بسیار زورکی پرداخت شده تا سازندگان به هدف اصلی‌شان دست پیدا کنند. از طرفی دلیل بی ایمان شدن علی و روی آوردنش به امی قابل توجیه نیست. چطور مردی که میلیون ها بار قرآن را خوانده و طی هشت سال زندانی بودن، به آن معتقد بوده طی چند روز هم صحبتی با یک زن از اعتقاداتش دست میکشد؟

با آنکه رسیدن این دو کرکتر به هم را چندان ماهرانه نمیبینم اما رابطه شان به حدی زیبا ساخته شده که میتوان از موضوع کذایی چشم پوشی کرد. اولین دیالوگی که رابطه ی بین علی و امی را شکل میدهد نسخه آخر کتاب  "هری پاتر" است. شاید بتوان اینطور از قضیه برداشت کرد که "هری پاتر" بعنوان یک فرانچز کودکانه منشا آشنایی دو انسان از دو دنیای متفاوت میشود. اینکه چطور تمام انسان ها در کودک درونشان با هم یکی هستند. و وقتی پای این کودک وسط میاید تمام کینه ها و تعصبات کنار گذاشته میشود.
روند پیشروی کار متعادل و مناسب است نمیخواهم بگویم یک چیز هنرمندانه است اما جای ایراد خاصی نیز باقی نمیگذارد. در کل اگر بخواهیم یک نگاه کلی به نکات فنیِ بصری کار نظیر فیلمبرداری بی اندازیم جای گله و شکایت باقی نمیگذارد و همان استانداردهای همیشگی را رعایت میکند.
از طرفی نیز جس استروپ سنگ تمام گذاشته و موسیقی کار را به یکی از نقاط قوت فیلم بدل ساخته. تمام موسیقی های متن کار حساب شده اند و کاملاً متناسب در سکانس ها چیدمان شده اند.

"کمپ اکس-ری" از نظر مسائل سمعی بصری کار درخوری‌ست اما باز هم ایرادات فیلم نامه نظیر همان نقطه ی سوق که اشاره کردم را نمیتوان نادیده گرفت، همچنین سوتی های عجیب و غریبی را چه در فیلمنامه چه در دیزاین و چیدمان بعضی سکانس ها شاهد هستیم که واقعاً انسان را به این فکر می اندازد که تهیه کننده عجله داشته و هرچه سریع تر میخواسته فیلم اکران شود... و واقعاً این موضوع گاهی توی ذوق میزند.

در آخر باید بگویم که اگر نقدهای معتبر کار را مطالعه کنید با دو قطب کاملاً متفاوت روبرو میشوید. کمتر کاری چنین نقدهایی را دریافت میکند. برای مثال سایت "آیی‌جی‌ان" که همه آنرا بعنوان یکی از سایت های سختگیر در زمینه نقد فیلم میشناسند به "کمپ اکس-ری" 9 از 10 داده است و آنرا شاهکاری بیاد ماندنی خوانده. از طرفی یکسری نقدها کاملاً با این دید مخالفند و کار را یک روایت کودکانه میدانند که مانند نقاشی های خوردسالان سعی دارد درمیان این جنگ بی انتها صلح برقرار کند.

قضاوت با شماست آیا با یک کار منحصر بفرد روبرو هستیم یا یک کار کلیشه و هایپ شده؟



نوع مطلب : سینما 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
http://premiumaccordio4.jigsy.com
جمعه 13 مرداد 1396 09:54 ب.ظ
You actually make it appear really easy together with your presentation but I to find this topic to be actually
something which I think I might never understand.
It kind of feels too complicated and very broad for me.
I'm having a look forward for your subsequent
put up, I'll try to get the grasp of it!
Zoe
دوشنبه 5 آبان 1393 09:51 ق.ظ
نقد جالبى بود!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر