تبلیغات
یادداشت های کامیاب قربان پور - فیلمهایی که اخیراً دیدم (2)

فیلمهایی که اخیراً دیدم (2)

تاریخ:پنجشنبه 15 آبان 1393-08:05 ب.ظ

متنی کوتاه بر سه فیلم پر سرو صدا و خاصی که این ماه ریلیز شدند...


پسربچگی  

 
فیلمی که ساختش 12 سال به طول انجامید...
حقیقتش را بخواهید در نگاه نخست فکر میکردم که لینک‌لیتر صرفاً بر روی موضوع سِن تمرکز کرده و با یک نواوری نه چندان جدید قصد دارد یک کار جنجالی و دهن پر کن خلق کند، اما واقعیت این است که "پسربچگی" یک فیلم فوق العاده خوش ساخت است.
ما شاهد یک داستان پیچیده و خاص نیستیم اما سه ساعت تمام زندگی عادی یک کودک را تا دوران بلوغ و بزرگسالی دنبال میکنیم. کار مملو از احساس است، چیزی که کمتر در فیلمهای کنونی میابیم. مخاطب به راحتی میتواند با زندگی میسون ارتباط برقرار کند و تمام اینها را مدیون دقت و جزئیات است. "پسربچگی" کاریست که در آن جزئیات حرف اول را میزند و میتوان گفت که کاملاً معقول و دقیق پرداخت شده و این موضوع به حدی کار را باور پذیر میکند که مخاطب در همان دقایق اول میتواند یک ارتباط تام با آن برقرار کند.
"پسربچگی" تجربه ای‌ست استثنایی و منحصر بفرد...


طلوع سیاره ی میمون‌ها  

  
در سال 2011 "ظهور سیاره ی میمونها" را دیدیم. "ظهور سیاره ی میمونها" داستانی کاملاً جداگانه را نسبت به کتاب روایت کرد و با تمام مشکلاتی که داشت، نسبت به دیگر آثار اقتباسیِ* "سیاره ی میمونها" موفق ظاهر شد.

حالا با قسمت دوم از این مجموعه همراه هستیم. و با جرئت میگویم که "طلوع سیاره ی میمونها" نه تنها بهترین اقتباس بوده بلکه نسبت به قسمت اولش پیشرفت چشمگیری داشته.
"طلوع سیاره میمونها" را نمیتوان در کنار دیگر آثار پر خرچ و فنسی هالیوود قرار داد... بخش اعظمی از فیلم صرف جلوه های ویژه و جنگ و فیلان میشود اما واقعیت امر آن است که فیلم حرفی برای گفتن دارد. اینطور نیست که صرفاً به دنبال داستانی بگردد تا جلوه های بصری اش را به رخ کشد.
در کل این فیلم تجربه ایست بیاد ماندنی که توصیه میکنم حتماً آن را ببینید...

*از کتاب "سیاره میمونها" سه مجموعه اقتباس سینمایی وجود دارد. اولی اش مربوط به سری کلاسیک است که با در نظر گرفتن تمام فراز و نشیب هایش کار چندان موفقی نبود. دومی اش کار تیم برتون است که میتوان آن را بدترین اقتباس "سیاره میمونها" خواند. سومی هم که دو فیلم "ظهور" و "طلوع" هستند.


لاکپشت های نینجا  


     بیش از دوازده سال پیش یک پسربچه ی عینکی زندگی میکرد که برای اولین بار فیلمی خارق العاده را با گروهی از لاکپشت ها و موجودات غول پیکر دید. و نه یک دل بلکه صد دل عاشقشان شد! اغراق نیست اگر بگویم سه سال با انیمیشن سریالی‌شان زندگی کرد.
همان زمانها بود که آرزو کرد فیلمی خارق العاده با جلوه های بصری مدرن از قهرمانان پیتزا خورش ساخته شود.

دوست دارم برگردم به دوازده سال پیش و به خودم بگویم که الکی شکمت را صابون نزن بچه! کاری که آرزویش را داری بدون مگان فاکس هم آش دهن سوزی نخواهد بود.





نوع مطلب : سینما 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
How can I increase my height after 18?
سه شنبه 10 مرداد 1396 06:46 ب.ظ
I’m not that much of a online reader to be honest but your sites really nice,
keep it up! I'll go ahead and bookmark your website to come back later on. Many thanks
Nobody
یکشنبه 18 آبان 1393 08:57 ب.ظ
سلام بینهایت عالی مقاله مینویسید
امكانش هست كه یك مقاله تحلیلی در مورد فیلم های اینده دیسی و مارول بنویسید و زك اسنایدر رو به دقت تحلیل كنید؟ممنونتون میشم
HoSeIn
جمعه 16 آبان 1393 12:44 ب.ظ
سلام سایت خیلی خوبی داری، دنبالش میكنم. ولی درمورد TMNT بی انصافی كردیا! بنظرم از فیلم گیشه نباید انتظار ارزش های سینمایی داشت
HoSeIn
جمعه 16 آبان 1393 12:44 ب.ظ
سلام سایت خیلی خوبی داری، دنبالش میكنم. ولی درمورد TMNT بی انصافی كردیا! بنظرم از فیلم گیشه نباید انتظار ارزش های سینمایی داشت
جمعه 16 آبان 1393 02:48 ق.ظ
گاهی اوقات واقعن بی انصاف میشی .... واقعن طلوع فقط سه ستاره ؟؟؟؟ به نظرِ من هم پسر بچگی و هم طلوعِ سیاره میمونها لایقِ پنج ستاره یا چهار ستاره و نصف هستن .... همونطوری که گفتم گاهی اوقات حتی خوشت نمیاد به یه فیلمِ خوب که نقدِ خوبیم ازش کردی نمره کامل بدی و فکر میکنی نقصِ و باید بی انصاف باشی ....
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر